محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
15
تحفه خانى ( فارسى )
عفص كه طعمش دهن درمىآرد بمثال طعم مازو و برو غالب اجزاى ارضى است و او كثيف و اغلظ انواع بلغم است در كيفيت بارد يابس و اما اقسام اربعهاش از جهت قوام خام و جصى و مائى و زجاجى است و بلغم خام بلغمى است كه مختلف الاجزاءست در رقت و غلظ بحسب حقيقت و او را مطلق نامند و بحسب حس او را بلغم مخاطى نامند تشبيه بمخاط كردهاند كه آب بينى باشد زيرا كه اختلاف قوام دارد و بحسب جزئين رقيق و غليظ حس ادراك نمىيابد و وجه عدم ادراكش آنست كه ازو قدرى اگر بر خاك افتد جزء رقيق زود غوص مىكند و غليظ فوق او ايستاده است به اين طريق از يك ديگر چيزى متميز مىشود و بلغم جصى بلغم است مشابه كج گداخته در آب است در لون و قوام در غلظت و رقت زيرا كه اجزائ لطيفه او در بدن بتحليل رفته است و اجزاء كثيفه او مانده و مايل بارضى شده همچنانكه در اوجاع مفاصل كه به طول مىانجامد ميان مقابل اصابع بلند و درشت مىشود و سبب آنست كه مذكور شد چه اجزاى لطيفه بحرارت بتحليل رفته و غليظ متحجر شد و بلغم مائى بلغميست كه رقيق بر قوام مشابه آب و كيفيت طبع او بارد رطب است بلغم زجاجى بلغمى است بايد شيشهء سفيد گداخته در قوام و لون و او ابرد انواع بلغم است و ببايد دانست كه هريك از اصناف بلغم كه معدود شد از جهت طعم حصول طعوم مذكور يا از ذات اوست و يا بواسطهء امتزاج و اختلاط اخلاطى ديگر همچنانكه در طعم حامض است قلت تاثير حرارت باشد و مىتواند كه بواسطهء مخالطه و امتزاج سودا باشد و همچنين در ساير اصناف چه مىتواند كه بمخالطهء اين طعوم حاصل شود اما قسم سوداى طبيعى ازو